نقش قرآن در زندگى انسان چیست؟ « حفظ و ترویج قرآن

موضوعات

  نقش قرآن در زندگى انسان چیست؟  

قرآن

هو الحق و له الحمد

پرسش :

نقش قرآن در زندگى انسان چیست؟

پاسخ :

نقش قرآن در زندگى بشرى در ابعاد مختلف فردى، اجتماعى و حتى بین المللى، قابل دقت و بررسى است که به طور مختصر به بعضى از آنها اشاره مى شود:
یکم. انسان نیازمند ارتباط مستقیم با آفریننده و هستى بخش خود است. این ارتباط اگر چه از طریق مناجات و رازگویى درونى و قلبى انجام مى گیرد اما دسترسى به کلمات خود خداوند، بسیار لذت بخش و اطمینان آور است. چنان که اقبال لاهورى گفته است: «اگر مى خواهى خدا با تو سخن بگوید، قرآن بخوان».
این ویژگى به طور کامل، تنها براى قرآن مجید باقى مانده است و هیچ کتاب آسمانى دیگر، چنین جایگاهى ندارد.
دوم. انسان در تکاپو و جست و جوى آگاهى هاى صحیح و معارف بلند و پرمعنا است. البته با استفاده از تجربیات بشرى و تلاش هاى علمى، به بسیارى از آگاهى ها مى توان دست یافت اما براى اطمینان به درستى یافته هاى خود و آگاهى به آنچه براى او دست نایافتنى است، نیاز به یک منبع اصیل و غنى بسیار محسوس است چنان که از زبان امام راحل (ره) گفته شده است: «اگر قرآن نبود، درهاى معرفت بر ما بسته بود».
قرآن مجید در این باره جایگاه ممتازى دارد. تعریفى که قرآن از انسان دارد «إِنِّى جاعِلٌ فِى الْأَرْضِ خَلِیفَهً»
(۱) و تعریفى که قرآن از خداوند ارائه کرده است: «لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَىْ ء
(۲)، همراه با بیان صفات جمال و جلال و تعریفى که از نظام هستى و حیات و شعور همگانى موجودات ارائه داده «وَ إِنْ مِنْ شَىْ ءٍ إِلاَّ یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ‏
(۳) و بیانى که از پیوستگى و هماهنگى منظم همه کرات و افلاک و زمین و آسمان دارد: «وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها وَ الْقَمَرِ إِذا تَلاها وَ النَّهارِ إِذا جَلاَّها وَ اللَّیْلِ إِذا یَغْشاها…
(۴)
و… نیازمندى همه جامعه بشرى و پویندگان راه حق و حقیقت را به این کتاب آسمانى ضرورى و آشکار ساخته است زیرا بعضى از دانش ها به جز از طریق قرآن، براى بشر دست یافتنى نیست: «وَ یُعَلِّمُکُمْ ما لَمْ تَکُونُوا تَعْلَمُونَ‏
و آنچه را نمى دانستید به شما یاد مى دهد…».(۵)
از جمله آگاهى هایى که جز از طریق قرآن راهى براى دریافت آن نیست، آگاهى درباره جهان پس از مرگ و جزئیات جهان آخرت است زیرا هیچ کدام از افراد بشر، تجربه تکرار و رفت و آمد آن را ندارند و درک بشرى، هیچ گونه سابقه ذهنى از آن ندارد. در حالى که در سوره «واقعه»، «صافات»، «مرسلات» و… صحنه قیامت به تصویر کشیده شده است.
سوم. نقش برجسته دیگر قرآن این است که از سابقه تاریخ بشر، خبرهاى درست و مطابق واقع را نقل کرده و سرگذشت پیامبران و محتواى پیام آنان را- بدون هرگونه تحریف و دسیسه بشرى به انسان ها رسانده است. ازاین رو قرآن حتى بر پیروان تورات و انجیل، منّت شایان توجهى دارد که چهره پیامبران بنى اسرائیل را به درستى معرفى کرده و حضرت موسى، عیسى، زکریا و… را آن گونه که بوده اند- به دور از هر گونه تهمت و توهینى شناسانده و دست تحریف گران و دسیسه گران را نقش بر آب ساخته است. قرآن مجید در این باره مى فرماید: «وَ إِذْ قالَ اللَّهُ یا عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِى وَ أُمِّى إِلهَیْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ قالَ سُبْحانَکَ ما یَکُونُ لِى أَنْ أَقُولَ ما لَیْسَ لِى بِحَقّ‏
اى عیسى پسر مریم آیا تو گفتى به مردم که من و مادرم را همچون دو خدا به جاى خداوند بپرستید؟ گفت: منزهى تو مرا نشاید که چیزى را که حق نیست بگویم».(۶)
چهارم. نقش برجسته دیگر قرآن براى جامعه بشرى، این است که ظرفیت جهان شمولى دارد و پیام هاى آن براى تمام مصلحان جهان و حافظان حقوق بشر، قابل اعتنا و کاربردى است. تکیه بر نقاط مشترک پیروان ادیان آسمانى و پایبندى به اصول انسانى (مانند عدالت گسترى، امانت دارى و…)، تلاش براى ریشه کنى هرگونه ناهنجارى، ناپاکى و اختلاف و مخالفت با حق و درستى و… همگى شاخص هایى است که ظرفیت جهان شمولى قرآن را به نمایش گذاشته است. آیات نورانى قرآن، تمامى اصلاحگران و حق گرایان را به سوى محور وحدت و پاکى، به دور از هر گونه تعصب و خودخواهى، دعوت کرده است: «قُلْ یا أَهْلَ الْکِتابِ تَعالَوْا إِلى کَلِمَهٍ سَواءٍ بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللَّهَ وَ لا نُشْرِکَ بِهِ شَیْئاً وَ لا یَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّه‏
(۷)
بى تردید گستردگى دانش بشر، تحولات شایان توجهى داشته و شکوفا سازى طبیعت و سلطه بر آن، به دست قدرت علمى و اطلاعاتى انسان و تجربه هاى بشرى، تا حدود زیادى تأمین شده است. قرآن خود این تحول آفرینى را در گستره ظرفیت هاى انسان دانسته است: «هُوَ أَنْشَأَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَکُمْ فِیها
خداوند شما را در زمین ایجاب کرد و وظیفه شکوفایى و آبادانى و استخراج ظرفیت هاى زمین را به شما واگذار کرد».(۸)
رسالت دین و قرآن، «شکوفایى متوازن، متعادل و هماهنگ انسان» است. بر این اساس باید انسان را شناخت و آغاز و انجام او را دانست. باید جایگاه انسان را در کل هستى به درستى تعریف کرد و رابطه او با خدا، خود، جامعه و طبیعت را تنظیم نمود.
رسالت علم ساخت جهان و رسالت قرآن، رشد ایمان و جهت دهى به حرکت انسان است و با توجه به اسارت علم در دست برخى از انسان هاى آلوده به قدرت و ثروت و فزون خواه، ضرورت پایبندى به کتاب آسمانى به دور از تحریف و یک مکتب الهى آشکار شده است.
هدایت در قرآن‏

رسیدن انسان به کمال مطلوب و کمال شایسته انسان و راه رسیدن به کمال از راه مستقیم از ثمرات و نتایج هدایت قرآن است.
قرآن کریم کتاب هدایت و کامل ترین و عالى ترین دستور براى سیر به سوى خداست. هدایت یعنى خارج نمودن انسان از ظلمات و نورانى نمودن او بدان گونه که در همین دنیا بهشت و جهنم را ببیند: «الر کِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَیْکَ لِتُخْرِجَ النّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلى صِراطِ الْعَزیزِ الْحَمید
الف لام راء کتابى است که آن را به سوى تو فرود آوردیم تا مردم را به اذن پروردگارشان از تاریکیها به سوى روشنایى بیرون آورى به سوى راه آن شکست ناپذیر ستوده».(۹)
قرآن کتاب جامع سعادت است هر چیزى که در تأمین سعادت انسان ها سهم مؤثر دارد در این کتاب الهى بیان شده است و اگر انجام کارى سبب فراهم نموده سعادت بشر است در قرآن آمده و اگر ارتکاب عملى مایه شقاوت بشر مى شود، پرهیز از آن به صورت دستورى لازم در آن ذکر شده است: «وَ یَوْمَ نَبْعَثُ فى کُلّ أُمَّهٍ شَهیدًا عَلَیْهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ جِئْنا بِکَ شَهیدًا عَلى هؤُلاءِ وَ نَزَّلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ تِبْیانًا لِکُلّ شَىْ‏ءٍ وَ هُدًى وَ رَحْمَهً وَ بُشْرى لِلْمُسْلِمینَ‏
و [به یاد آور] روزى را که در هر امتى گواهى از خودشان برایشان برانگیزیم و تو را [هم‏] بر این [امت‏] گواه آوریم و این کتاب را که روشنگر هر چیزى است و براى مسلمانان رهنمود و رحمت و بشارتگرى است بر تو نازل کردیم».(۱۰)
قرآن هدایتگر عقل و جان‏

از آنجا که قرآن کریم، کتاب هدایت انسان است، لازم است او را در تمام ابعاد و استعدادهاى ارزنده وجودى وى هدایت و یارى کند و به همین دلیل، بخشى از رهنمودهاى قرآن براى پرورش عقل و فکر انسان تنظیم شده و برخى دیگر به پرورش دل و جان او اختصاص دارد. تا آنجا که خداى سبحان گاهى نزول قرآن را براى تفکر و تعقل حصولى مردم و مؤمنان و علم آموزى به آنان معرفى مى کند و گاهى براى شفاى دل و جان و رسانیدن مردم به سلامت کامل و همیشگى، آیاتى از قبیل: «لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلى جَبَلٍ لَرَأَیْتَهُ خاشِعًا مُتَصَدِّعًا مِنْ خَشْیَهِ اللّهِ وَ تِلْکَ اْلأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ‏
اگر این قرآن را بر کوهى فرومى‏فرستادیم یقینا آن [کوه‏] را از بیم خدا فروتن [و] از هم‏پاشیده مى‏دیدى و این مثالها را براى مردم مى‏زنیم باشد که آنان بیندیشند».(۱۱)
یا آیه: «إِنّا أَنْزَلْناهُ قُرْآنًا عَرَبِیًّا لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ‏
[یاد کن‏] زمانى را که یوسف به پدرش گفت اى پدر من [در خواب‏] یازده ستاره را با خورشید و ماه دیدم، دیدم [آنها] براى من سجده مى‏کنند».(۱۲)
این آیات در زمینه هدایت علمى و عقلى و فکرى نازل وارده شده و در بخش پرورش دل و جان و زدودن امراض نیز آیاتى آمده است: «وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَهٌ لِلْمُؤْمِنینَ وَ لا یَزیدُ الظّالِمینَ إِلاّ خَسارًا
اما آنچه را براى مؤمنان مایه درمان و رحمت است از قرآن نازل مى‏کنیم و [لى‏] ستمگران را جز زیان نمى‏افزاید».(۱۳)
یا آیه: «یا أَهْلَ الْکِتابِ قَدْ جاءَکُمْ رَسُولُنا یُبَیِّنُ لَکُمْ کَثیرًا مِمّا کُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْکِتابِ وَ یَعْفُوا عَنْ کَثیرٍ قَدْ جاءَکُمْ مِنَ اللّهِ نُورٌ وَ کِتابٌ مُبینٌ* یَهْدى بِهِ اللّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ سُبُلَ السَّلامِ وَ یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَ یَهْدیهِمْ إِلى صِراطٍ مُسْتَقیمٍ‏
اى اهل کتاب پیامبر ما به سوى شما آمده است که بسیارى از چیزهایى از کتاب [آسمانى خود] را که پوشیده مى‏داشتید براى شما بیان مى‏کند و از بسیارى [خطاهاى شما] درمى‏گذرد قطعا براى شما از جانب خدا روشنایى و کتابى روشنگر آمده است. خدا هر که را از خشنودى او پیروى کند به وسیله آن [کتاب‏] به راه‏هاى سلامت رهنمون مى‏شود و به توفیق خویش آنان را از تاریکیها به سوى روشنایى بیرون مى‏برد و به راهى راست هدایتشان مى‏کند».(۱۴)
بنابراین ثمرات هدایت قرآن را مى توان این گونه بیان کرد:
۱- عاقل ساختن انسان ها.
۲- پرورش دل و جان و زدودن امراض آن.
۳- نمایاندن راه هاى سعادت و شقاوت.
۴- هدایت انسان ها به سوى کمال مطلوب.
۵- نشان دادن راه هاى رسیدن به کمال و ارائه صراط مستقیم.
۶- ساختن انسان هاى متعادل و جامعه اى بر پایه عدالت و قسط
اینها بخشى از نتایج هدایت قرآن است و بیان همه آنها فرصت طولانى را مى طلبد.
منبع:

قرآن در قرآن، جوادى آملى، مرکز نشر اسراء، ص ۱۸۲ و ۱۸۴ و ۲۲۷
براى آگاهى بیشتر ر. ک:
الف. محمدحسین طباطبایى، قرآن در اسلام، (دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۲)
ب. عبدالله جوادى آملى، قرآن در قرآن، (مرکز نشر اسراء، بهار ۱۳۷۸)
ج. عبدالله جوادى آملى، انتظار بشر از دین، (مرکز نشر اسراء، ۱۳۸۰)
د. محمدتقى مدرسى، مباحثى پیرامون معارف قرآن کریم، (انتشارات محبان الحسین علیه السلام، ۱۳۷۹)
ه. محمد غزالى، نقش قرآن در جهان معاصر، انتشارات هه ژار سنندج، ۱۳۸۰)..
۱۴۳ di ? xpsa.elcitrawohs / ri.dahan.aq / /:ptth
(۱) (بقره، آیه ۳۰)
(۲) (شورى، آیه ۱۱)
(۳) (رعد، آیه ۱۳)
(۴) (شمس، آیه ۴- ۱)
(۵) (بقره، آیه ۱۵۱)
(۶) (مائده، آیه ۱۱۶)
(۷) بگو: اى اهل کتاب بیایید بر سر سخنى که میان ما و شما یکسان است، بایستیم که: جز خدا را نپرستیم و چیزى را شریک او نگردانیم و برخى از ما بعضى دیگر را به جاى خدا به پروردگارى نگیرد». (آل عمران، آیه ۶۴)
(۸) (هود، آیه ۶۱)
(۹) (ابراهیم، ۱)
(۱۰) (نحل، ۸۹)
(۱۱) (حشر، ۲۱)
(۱۲) (یوسف، ۲)
(۱۳) (اسراء، ۸۲)
(۱۴) (مائده، ۱۵ و ۱۶)

منبع : نرم افزار پرسمان ۳

نظرات...

دیدگاه شما

 ( الزامي )

 (الزامي)

کد امنیتی *